مروری بر بتمن ها
اين بهانه يي شد تا نگاهي هرچند اجمالي به اقتباس هاي سينمايي از کتاب هاي مصور بتمن بيندازيم.
بتمن؛ فيلم سينمايي(1966)
کارگردان؛ لزلي مارتينسون، بازيگران؛ آدام وست (بروس وين/ بتمن)، برت وارد (ديک گريسون/ رابين)، سزار رومرو (ژوکر)، برجس مرديت (پنگوئن)... نمونه سرخوشانه دهه 60 بتمن، که بيشتر از آنکه راوي داستان حقيقي اين شواليه باشد، افسانه مرد خفاشي را دست مي اندازد. البته ديدن اين فيلم بدون در نظر گرفتن پيرنگ هاي تيره و تار کتاب هاي مصور بتمن و به عنواني فيلمي جدا از مجموعه بتمن خالي از لطف نيست. اگر انتظارات بالايي داشته باشيد مطمئناً اين اقتباس کودکانه موجب نفرتتان مي شود. فيلم مملو از صدا هاي زدوخورد کارتوني است و ابزارآلات بتمن بيشتر به بازيچه کودکان مي ماند. آدام وست و برت وارد هم غلوشده ترين ديالوگ هاي تاريخ سينما را بر زبان مي آورند. «سفر به سلامت کوچولو» يکي از ديالوگ هاي ماندگار بتمن در اين فيلم است که رو به تبهکاري قلچماق مي گويد. اما عوامل اين فيلم تمامي اين ديوانه بازي ها را آگاهانه انجام داده اند، برخلاف عوامل پرادعاي بتمن و رابين.
بتمن (1989)
کارگردان؛ تيم برتون، بازيگران؛ مايکل کيتون (بروس وين/ بتمن)، جک نيکلسون (جک نيپر/ ژوکر)، کيم بسينگر (ويکي ويل)...
تا سال 2005 که بتمن مي آغازد روي پرده برود بسياري اين فيلم را بهترين اقتباس سينمايي بتمن مي دانستند. با اينکه حدود 20 سال از ساخت فيلم مي گذرد، فيلم هنوز هم خوب روي پايش مي ايستد. مخصوصاً اگر زمان تماشاي آن بخواهيد فيلمي درمورد ژوکر ببينيد نه خود بتمن. هم در اين فيلم و هم سه دنباله اش، کاراکتر بتمن و بازيگراني که نقش اين شواليه را بازي مي کنند، نمي توانند از زير سايه سنگين کاراکترهاي فرعي و نيز بازيگران آن نقش ها بيرون بيايند. بازي نيکلسون در نقش ژوکر در اين فيلم تا سال هاي سال از ذهن بيننده پاک نمي شود. انگار که نيکلسون براي بازي در اين نقش به دنيا آمده بود و او به خوبي از اين موقعيت استفاده کرد. مايکل کيتون هم در نقش بتمن بازي عالي ارائه مي دهد که چندان ديده نشد. او ابعاد تيره و تاري به کاراکتر بتمن افزود. اين فيلم، کلاسيک اين ژانر و سرآغاز فيلم هاي جديد ابرقهرماني است.
بتمن بازمي گردد (1992)
کارگردان؛ تيم برتون
بازيگران؛ مايکل کيتون (بتمن/ بروس وين)، دني دويتو (اسوالد کوبلپات/ پنگوئن)، ميشل فايفر (سلينا کايل/ زن گربه يي، کريستوفر واکن (مکس شرک)، مايکل گو (آلفرد پني وورث)...
برتون آخرين بتمن اش را مي سازد و نتيجه فيلمي شبيه سالاد است. مخلوطي از مواد متفاوت. البته با اطمينان مي توان گفت از دو بتمن پيشين بهتر است. مشکل بتمن باز مي گردد و دو دنباله ديگر اين است که تعداد آدم بدهاي فيلم خيلي زياد است و سيلي از اتفاقات در جريان است و همه اين خرده داستان ها در يک زمان رخ مي دهند. البته هنوز بين اين فيلم و ملغمه بتمن و رابين فاصله بسيار است. داستان در اينجا حول محور زندگي بتمن، زن گربه يي و پنگوئن مي چرخد. جاي شرمساري است که انتخاب هاي خوبي چون ميشل فايفر و دني دويتو براي ايفاي نقش هاي زن گربه يي و پنگوئن در اين فيلم به هدر رفتند و ما هيچ گاه فيلمي مستقل که راوي زندگي آنها باشد، نديديم. البته يکي دو سال پيش فيلم زن گربه يي با بازي هال بري در نقش اصلي ساخته شد و با تمام توان موفق شد خاطره خوش زن گربه يي ميشل فايفر را از ذهن پاک کند و به جاي آن نفرتي از اين کاراکتر را در دل بيننده جايگزين کند. برتون در اين فيلم نيز ديد بصري خاص خودش را به فيلم تحميل مي کند، مخصوصاً در مورد معماري خانه و زندگي پنگوئن. در واقع کاراکتر پنگوئن نزديک ترين کاراکتر به شخصيت هاي محبوب برتون است.
بتمن براي هميشه(1995)
کارگردان؛ جوئل شوماکر
بازيگران؛ ول کيلمر (بروس وين/ بتمن)، جيم کري (ادوارد نيگما/ آقاي معما)، تامي لي جونز (هاروي دنت/ آقاي دوچهره)، نيکول کيدمن (دکتر چيش مريدين)، کريس او دانل (ديک گريسون/ رابين)...
ورودي آبرومندانه به دنياي بتمن. البته نشانه هايي از خام دستي در کار شوماکر است که بالاخره در بتمن و رابين کار دست او مي دهد. اين فيلم تا حد زيادي به دو فيلم پيشين برتون نزديک است؛ فيلمي تلخ و تاريک که چاشني طنز آن را گهگداري همراهي مي کند. به سنت فيلم قبلي اينجا هم دو آدم بد داريم؛ آقاي معما و آقاي دوچهره. در اينجا هم دو بازيگر خوب نقش اين دو کاراکتر را ايفا مي کنند. جيم کري در نقش آقاي معما خوش مي درخشد اما حيف که لباسش چندان مناسب کاراکترش نيست. تامي لي جونز انتخاب جالبي براي ايفاي نقش دو چهره بود و جونز هم از اين فرصت براي نمايش قابليت هاي بازيگري اش استفاده کرد. ول کيلمر ابعاد انساني به کاراکتر بتمن، اين صليبي دربند مي بخشد، اما چندان در خاطره ها نمي ماند.
بتمن و رابين(1997)
کارگردان؛ جوئل شوماکر
بازيگران؛ جرج کلوني (بتمن/ بروس وين)، آرنولد شوارتزنگر(دکتر ويکتور برايز/ آقاي يخ)، اما تورمن (دکتر پاملا آيسلي/ پيچک سمي)، کريس او دانل (ديک گريسون/ رابين)، آليشيا سيلورستون ( باربارا ويلسون/ بت گرل)...
نه فقط بدترين بتمن سينما، بلکه يکي از بدترين فيلم هاي تاريخ سينما. چه همه تقصيرها را گردن شوماکر بيندازيم (کاري که کمپاني برادران وارنر انجام داد)، چه همه تقصيرها را گردن کمپاني بيندازيم که خواهان دنباله يي جديد در اسرع وقت بود (کاري که شوماکر انجام داد)، تنها در صورتي مي توان به پاي فيلم نشست که قرص ضد خواب آور خورده باشيد. بتمن و رابين مي خواهند پلي ميان مجموعه تلويزيوني دهه 60 و فيلم هاي تاريک برتون باشد و نتيجه هم فيلمي شده است که نه تلخ و تاريک است و نه شوخ و خنده دار. همه در بدترين حالت ممکن هستند، اما تورمن که ذاتاً بازيگر خوبي است، آنقدر کارش در فيلم بد است که پرونده نوپاي بازيگري اش پس از اين فيلم به بن بست مي رسد. جرج کلوني هرچه تلاش مي کند به نتيجه يي نمي رسد. بتمن و رابين پاياني بر اين مجموعه بود و کاري کرد که همگان مطمئن شده بودند ديگر بتمن رنگ پرده سينما را به خود نمي بيند. فيلم حتي دامن کاراکترهاي آقاي يخ، پيچک سمي، بت گرل و رابين را لوث کرد و تا مدت ها کارگرداني از ترس به يادآوري اين فيلم به سراغ اين کاراکتر ها نمي رود.
بتمن مي آغازد (2005)
کارگردان؛ کريستوفر نولان
بازيگران؛ کريستين بيل (بروس وين/ بتمن)، مايکل کين (آلفرد پمي وورث)، کتي هولمز (راچل داوز)، گري اولدمن (ستوان جيمز گوردون)، مورگان فريمن (لوسيوس فاکس)، ليام نيسن (هنري دوکارد)... فيلمي که روح تازه يي در کالبد بتمن دميد و خيلي سريع به محبوب ترين بتمن و يکي از بهترين فيلم هاي ابرقهرماني تبديل شد. کريس نولان المان هايي از بتمن هاي تيره و تار دهه 70 و المان هايي گرافيکي از کتاب هاي مصور جف لب، فرانک ميلر و آلن مور مي گيرد و شواليه يي آرام و واقعي خلق مي کند. انتخاب بازيگران بي نقص است. کريستين بيل به بتمن محبوب تماشاگران بدل مي شود، مايکل کين بهترين گزينه براي نقش آلفرد خدمتکار موقر و منطقي بتمن است، ديگر بازيگران همگي کار خودشان را به نحو احسنت انجام مي دهند جز کتي هولمز، که در شواليه تاريکي مگي گلينهال جايش را گرفت. نولان در اين فيلم کار خارق العاده يي انجام مي دهد، او فيلمي بر مبناي کتاب هاي مصور خلق مي کند که تمام تماشاگران را ميخکوب مي کند و کاملاً به کتاب هاي مصور پايبند است، او همچنين طرفداران سينماي جدي را هم راضي نگه مي دارد.
شواليه تاريکي (2008)
کارگردان؛ کريستوفر نولان
بازيگران؛ کريستين بيل (بروس وين/ بتمن)، هيث لجر (ژوکر)، مايکل کين (آلفرد پني وورث)، آرون اکهارت (هاروي دنت/ آقاي دوچهره)، مپي گلينهال (راچل داوز)، پري اولدمن (ستوان جيمز گوردون)، مورگان فريمن ( لوسيوس فاکس)...
بهترين فيلم ابرقهرماني تاريخ سينما. با اينکه مرگ هيث لجر ممکن بود پخش فيلم را به مخاطره بيندازد، اما اين گونه نشد و فيلم به فروش بالايي رسيد که همچنان ادامه دارد. طبق آمار سايت IMDB بينندگان فيلم در نظرخواهي هايشان بالاترين امتيازات را به اين فيلم داده اند و فيلم در جدول بهترين هاي تاريخ سينما در همسايگي پدرخوانده ايستاده است، نبرد بتمن و ژوکر در اين فيلم بسيار ديدني از آب درآمده است، ژوکري که اصلاً شبيه دلقک جيم کري در بتمن براي هميشه نيست. نولان در اينجا تصاوير بسيار زيبايي خلق کرده که روح کتاب هاي مصور در آن موج مي زند.
در حاشيه شواليه تاريکي
فيلم عنوان بندي ندارد و تا زماني که تيتراژ فيلم بر پرده نمايان مي شود، عنوان فيلم (شواليه تاريکي) بر پرده ديده نمي شود. اولين گزينه کريستوفر نولان براي ايفاي نقش هاروي دنت، مت ديمون بود که وي اين پيشنهاد را رد کرد. هيث لجر براي آمادگي ايفاي نقش ژوکر مدت يک ماه را به تنهايي در هتلي سپري کرد و روي روانشناسي کاراکتر، ژست هاي او و صدايش کار کرد. او در دفتري خاطرات و احساسات ژوکر را مي نوشت. او همچنين از کاراکتر الکس، ضدقهرمان فيلم پرتقال کوکي ساخته استنلي کوبريک نيز الهام گرفت.
کريستوفر نولان فيلم مخمصه را منبع الهامش در ساخت شواليه تاريکي مي داند.
فروش فيلم تنها در سه روز اول نمايش اش بيش از 155 ميليون دلار در امريکا بود و موفق شد رکورد اسپايدرمن را بشکند. تم موسيقي بتمن در فيلم تنها دو بار شنيده مي شود، هانس زيمر و جيمز نيوتن هوارد معتقد بودند استفاده بيش از حد از اين تم حماسي و قهرمان پرور موجب بي توجهي به تاريکي و پيچيدگي کاراکتر بتمن مي شود. جري رابينسون خالق شخصيت ژوکر در سال هاي 1940 به عنوان مشاور استخدام شد تا در پروراندن کاراکتر ژوکر کمک رسان فيلمنامه نويسان باشد. مايکل کين از بازي هيث لجر در نقش ژوکر بسيار تعريف کرده و نقش آفريني او را برتر از نقش آفريني جک نيکلسون در اين نقش دانسته. او مي گويد؛ «در اولين صحنه يي که با ژوکر رو به رو شدم، آنقدر ترس برم داشت که ديالوگ هايم را فراموش کردم، در اين صحنه (بازديد ژوکر از خانه بتمن) براي اولين بار لجر را در هيبت ژوکر مي ديدم.»





